از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست در حسرت دیدار تو آواره ترینم هرچند که تا منزل تو فاصله ای نیست
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست در حسرت دیدار تو آواره ترینم هرچند که تا منزل تو فاصله ای نیست